Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 17 تیر 1387 ساعت 13:44

 

من خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌تو
به کدام دل صبوری، کنم ای
نگار بی‌تو

ره صبر چون گزینم، من دل به
باد داده
که به هیچ وجه جانم، نکند
قرار بی‌تو

اگرم به سوی دوزخ، ببرند باز
خوش
خوش
بروم ولی به جنت، نکنم گذار
بی‌تو

نفسی به بوی وصلت، زدنم به
ست
جانا
که چنین بماند عمری، من
دل
فگار بی‌تو

تو گمان مبر که سعدی، به تو
برگزید یاری
به سرت که نیست او را، سر
هیچ یار بی‌تو


*******

 

همین که تنها ماندند، ف گفت: «می‌آی بریم ماشین‌سواری؟»

م گفت: «باشه.»

ف گفت: «اما ماشین من یه چرخ نداره‌ها.»

م گفت: «خب با ماشین من بریم ....

 

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
<